من کیستم ؟
من کیستم ؟! عشقی در حال تبلور و یا نامه ای در حال نگارش ؟
بسیاری از ما ممکن است تا کنون فرصت نکرده باشیم با خود خلوت کنیم
و یا تا به امروز فراغتی دست نداده تا به درون خود سفر کرده و به
زندگی گذشته و آینده خویش بیندیشیم !
من کیستم؟! پرنده ای که با تمام وجودش وقف پرواز است و جهان با
تمام ابهتش ٬ مبهوت این پرواز ؟!
من کیستم ؟! آیا قطره ای هستم که جایگاهش اقیانوس بزرگی است
بنام حیات و اگر این قطره نا چیز به ریشه درخت حیات نرسد ٬ این درخت
تنومند خشک خواهد شد ؟! و من موجودیتم را از دست خواهم داد؟!
گاهی در درون ما باران میبارد٬چه خوب است که غمهاوتشویش های
درونمان را زیر این باران بگذاریم تا شسته و پاک شوند !
بی شک زندگی با ما بیگانه نیست ٬ دوست است و با عشقی که بی
دریغ نثارمان میکند و کلید واژه های خوشبختی را در برگهائی به لطا فت
شکوفه های بهاری بما ارزانی میدارد و در اعماق وجودمان سرود امید و
شادی سر میدهد ٬ ارج نهیم و قدر بدانیم ٬ واین میسر نخواهد شد مگر
اینکه با لذت به آوازش گوش دهیم !
نیایش دستان خسته ام را به قنوت های عاشقانه می سپارم وپرواز به سوی آسمان نگاهت را از سر می گیرم تا از نسیم مهربان تبسمت سر شارم کنی و آرام وقرار مومنان صالحت را عطایم فرمائی . پس زمزمه ها و نجواهای صمیمانه ام را پذیرا باش و دلم را به عشق خویش معنا کن .

آنان را که با دلی آرام و قلبی مطمئن ٬ از طوفانها نهراسیدند و همسفر دریا شدند تا به ساحل امن تو رسند رحمت فرما و باآفتاب مهر بانیت همنشین کن و ما را توفیقی عنایت فرما تا سرزمینمان را از هجوم شب های تاریک با فانوس هائی از ایمان وهمدلی محفوظ و مصون بداریم .