نگرشي بر زندگي

اگر در اندوه غرق شوید ، تمام توانائی خودتان را از دست خواهید داد .

 و بالعکس آن ، می توانید به یک انسان فوق العاده مبدل شوید و از چنین وضعیتی  لذت

ببرید ، زیرا انسان توانمند ، زیبائی های خاص خودش را به همراه دارد..... زندگی در کل

مطلوب و خوشایند است ، وقتی رسالت خویش را درک کرده باشیم متوجه خواهیم شد که

مهم ، ایفای نقش درهستی است . البته این به نگرش آدم بستگی دارد ، اندوه یا شادی یک

احساس است ، می تواند گذرا ، سطحی ویا پیوسته وعمیق باشد ، مهم تعبیر ما از زندگی

است . زندگی صاحب اصالت و محتوای خاص می باشد،این همان نگرشي است که ازآن

صحبت می کنیم ، نگرشی که ربطی به رخدادهای کوچک و بزرگ زندگی ما نباید داشته

باشد واساسا اگرانسان به الهی بودن خویش پی برده باشد آنقدراعتماد به نفس خواهد داشت

که رخدادی را جانانه بپذیرد وآن وقت ایمان ما به خدا و درک عمیق ما ازرسالت خویشتن

در هستی یگانه ، عوامل تعیین کننده درواکنش های روحی وحالات روانی ما خواهند بود 

انسان مومن با هر حادثه ي غمگینی ، متزلزل نمی شود ، استوار چون ستونی محکم در

برابر ناملایمات پیش بینی نشده زندگی می ایستد و با صبر ومتانت خویش راه درست را

دربرابر خویش باز می یابد .

 

انسان زنده به معنای حقیقی حضورش را در جهان هستی (( باعشق )) ورزیدن به کلیت

هستی می بیند وباعشق دربسترزنده ، پرشتاب و خروشان هستی جاری می سازد . برای

جاری شدن و رشد یافتن در رودخانه عشق نیازی نیست که انسان به تمامی مطلوب ها و

آرزوهایش رسیده باشد وهیچوقت وهیچ نوع دغدغه ای نداشته باشد بلکه این نوع نوسانات

عاطفی و چالش های پیش آمده نباید به کلیت موضوع ارتباطی داشته باشد .

انسان زنده برای اثبات زنده بودن عشق ، بایستی به معنای حقیقی ازصمیم قلب ((عشق ))

بورزد ، مگرکسی برای نفس کشیدن برای هوائی که تنفس می نماید شرط می تواند تعیین

نماید، که اگرمحتوایش این باشد ، و آن چیز را نداشته باشد آنوقت نفس می کشم ، خیر 

روند نفس کشیدن جزء لاینفک حیات جسمی وانبساط روحی است در فضاهائی که گاه بر

حسب موقعیت وضرورت نفس می کشیم ،آلودگی محیطی و زیستی هم وجود دارد، اما

مهم نفس کشیدن است که بایستی ادامه داد ومهم زندگی کردن است که باید با عشق،

علاقه، نشاط وامید ادامه داد، آنچه که پیش می آید، نبایستی هیچ نوع تزلزل وسستی در

روند زندگی مان ایجاد نماید، انسان کامل وبالغ تمامی لحظات زندگی را مملواز وجد

وسرورلمس می کند، او درپی کمال مطلوب ودست یافتن به حقیقت هستی ،همیشه شاد

و پرجنب وجوش به رسالت الهی خویش می اندیشد وهمچنان استوار، محکم ، با ایمان

و با قلبی سرشارازجوشش عشق ، همگام با هستی گام برمی دارد پیروزی ورستگاری

او دراین مسیراست و جزاندیشیدن به مشیت الهی واطاعت محض ، اواندیشه ای ندارد.