مفهوم حقیقی بودن
عشق از معدود واژه های پاک است که در آن ((غل و غش )) معامله گرانه و کاسبکارانه
نمی یابیم و آنهائی که شهامت عشق را دارند در آن صادق و با ثبات خواهند بود .
عشق شوق بی نهایت درون پاک انسانها برای یکی شدن با ((هستی )) حیات بخش است
و کسی در آن بازنده نیست در کنه (( عشق )) پیامی بسیار زیبا نهفته است ، بودن و
زیستن با مردم و عاشقانه ، جاودانه شدن و جاودانه ماندن است .
زیستن در تنهائی و بریدن از هستی نیست ، این یک انتخاب همیشگی در فراسوی انسان
است که یا تنها باشی در حالی که درمیان جمعی ، یا احساس بودن در جریان کلیت هستی
و تداوم یافتن در آن . این باور عمیق در وجود انسان نهادینه شده است که سبب (( الهی ))
شدن انسان می گردد عشق و اخلاق از ایمان نشاءت میگیرد و در حکم اکسیری است که با
آن می تواند بینش مادی از جهان را به بینش معنوی و حقیقی آن مبدل ساخت . وجود
انسان هر چه بیشتر با عشق عجین و آغشته می گردد احساس لطیف تر ، سبزتر و زیباتر
پیدا خواهد کرد و باورمان است که در این نگاه ، یکی بودن با هستی ، همه چیز و همه
جا زیباست .
عشق ماهیت حقیقی و طبیعی انسانهائی است که خداوند آنها را آفریده و انسان عاشق در
حقیقت همچون ابزاری در دست اراده خداوند خواهد بود که به مفهوم مطلق آن ، قدرت و
انرژی و توان هستی از خداست و هیچ انسانی بدون او نمی تواند موجودیتی کامل با همه
مفهوم (( بودن )) داشته باشد و عشق تجلی قابل رویت ایمان به خداست و هیچ انسانی
در فضای (( تاریک )) و نامفهوم (( زندگی )) نبایستی قرار گیرد .
وجد ، شور و نشاط برای آنان خواهد بود که در (( روشنی )) جهان هستی حضور دارند
وعاشقانه و عارفانه نفس می کشند . و این مفهوم حقیقی بودن است .
زندگی و زنده بودن انسان زمانی به تعالی می رسد که عشق در 
عشق - دوست داشتن


